تبلیغات
!!!چی بودیم... چی شدیم - 241. زهرا که سرما میگرفتی همه عمر/ دیدی که چگونه سرما زهرا گرفت؟! خخخخخ



!!!چی بودیم... چی شدیم

...Follow your dreams...

تازه تازه داشتم خوب میشدم و اون اتفاق کذایی یادم میرفت که دیروز صبح دیدم ای بابا، سردرد، چشم درد، دماغ درد و گلو درد هم به سایر دردهام اضافه شده و رسما سرماخوردم در حدِ حاد!! آخه چند روزه هوای تبریز خیلی سرد شده بود و اصلا فک نمیکردم این سرما بیاد منو بگیره!! از هوای تبریزم که اصلا نمیشه سر در آورد... صبح هوا بهاریه، ظهر پاییزی میشه و شبم یهویی طوفانی! خلاصه دیروز از شدت سرماخوردگی باز هم نرفتم سرکار و با اینکه توی خونۀ ما تا به حال سابقه نداشته برای کسی غذا توی رخت خوابش سرو بشه، این اتفاق برای من افتاد! منی که واسه سرماخوردگی محاله برم دکتر، دیروز به زور رفتم و اونجا برگشتم میگم خانوم دکتر دستم به روپوشت برا من آمپول ننویس! خداییش سالهاس (10-15 سالی میشه) به جز واکسن (اونم به دست) آمپول نزدم و نمیزنم! حالا نه که بترسماااا به قول پسرا که میگن از حشرات نمیترسیم و چندشمون میشه، شمام فرض کنین من چندشم میشه!!

از اون طرف هم اصلا عادت ندارم قرص و شربت بخورم، معمولا طب سنتی رو پیش میگیرم مگر در موارد نادر... و حالا مجبورم هر روز از هر کدوم از این قرص ها سه تا بخورم! اونایی که پایینه عکسه هم قرصه البته از نوع خوشمزه ش که من عاشقشونم!!

قرص.png

شاید مسخره به نظر بیاد اما این مریضی ها خاصیت بخت گشایی داره، مثلا شاید بشه ربطش داد به اون جملۀ معروفه "خدا گر ز حکمت تو را مریض کند، ز رحمت برایت خواستگار بفرستد تا حال کنی!!" دیروز من در حال دست و پنجه نرم کردن با ویروس سرماخوردگی بودم که یه مورد زنگ زد و مامان نتونست نه بگه، من میتونستماااا فقط چون مریض بودم حال نداشتم چیزی بگم (مدیونین فک کنین شرایطش خوب بوده!!)

امروز رفتم سرکار، همچنان هی فین فین کنان تو دماغی دارم حرف میزنم، صاحب کارمون میگه برا چی اومدی آخه؟! میموندی خونه آخر ماه میومدی حقوقتو میگرفتی، تو دلم گفتم آخه تو م. پ. ن رو نمیشناسی که، اگه من همچین پولی بدست بیارم اونقد حرام حرام میکنه که اون پول های حلال رو هم برام زهر مار میکنه!

ضمنا من شما خواننده ها رو رازداره خودم میدونم که میام اینا رو بهتون میگمااا، فردا روزی بیام ببینم یا بیام نبینم و بشنوم، که کسی غیبتی ، صحبتی، تحلیلی از من کرده، خدا شاهده حلال نمیکنم!

+ امروز تولد آبجیم بود... خواهر گلم، تنها خواهرم، عزیز دلم، یکی یدونم، فدای تو بشم، تولدت مبارک...




طبقه بندی: حرف های قدیمی، حرف های جدید، توضیحات، اتفاقات، خاطرات، 
[ دوشنبه 12 مهر 1395 ] [ 06:55 ب.ظ ] [ زهرا بانو ] چیزی میگی بگو؟!



      قالب ساز آنلاین